با عرض سلام و خسته نباشید خدمت کابران گرامی
ما امروز تصمیم گرفتیم در مورد یکی از مسائل بسیار مهم جامعه ( فرهنگ و فرهنگ سازی )
بحث کنیم.
باید توجه داشت که هر وقت بخواهیم فرهنگی تازه و خاص را به جامعه تزریق کنیم باید قبل از
هر چیزی فرهنگ پذیرفته شده در جامعه (همان عرف) را شناخت.
برای مثال:
اگر بخواهیم در جامعه فرهنگ حجاب و اعمال اسلامی را تزریق کنیم باید ببینیم که فرهنگ اسلامی
چه مقدار پذیرفته شده است و در چه جاهایی نقاط ضعف دارد و اگر نقطه ضعف در فرهنگ اسلامی
حجاب اسلامی باشد باید بی حجابی و بدحجابی را همانگونه که از دید اسلام پذیرفته شده نیست
مورد بی اعتنایی و مورد نوعی تحریم قرار داد.
مثل همین قضیه رژیم صهیونستی که ما نه تنها استقلال آن را به رسمیت نمی شناسیم بلکه آن را
مورد تحریم هم قرار داده ایم (یعنی با رژیم صهیونستی هیچ گونه روابط اقتصادی یا بازرگانی و ...
نداریم).
در مورد حجاب هم همین گونه است وقتی ما بی حجابی را عمل ناپسندی می دانیم قطعا باید اعمالی
جهت تحریم آن انجام دهیم. نمی شود بد حجابی را مردود شمرد در حالی که در جامعه افراد بی حجاب
و با حجاب دارای یک حقوق باشند. یکسانی افراد با حجاب و بی حجاب یعنی قبول و تأیید بی حجابی.
برای مثال: نمی شود ما بگوییم آمریکا با ما دشمن است و بعد با او رابطه بسیار صمیمی هم داشته
باشیم.
پس همیشه باید برای جا انداختن فرهنگ صحیح باید فرهنگ غلط را مورد تحریم قرار داد و گرنه نمی شود
فرهنگی صحیح را جایگزین فرهنگ نادرست کرد.
در اینجا یک مثال بسیار واضح می زنم : اگر خداوند در قرآن ، جاهل و عاقل ، کافر و مؤمن ، خوب و بد را
از هم جدا نمی کرد و برای همه اینها یک جایگاه تعیین می کرد آن موقع بین انسان نیکوکار و گناه کار
فرقی نمی بود و هیچ کسی به خود زحمت نمی داد که از راه درست کسب درآمد کند یا از راه درست
زندگی خود را اداره کند.
پس باید در عمل هم بین خوب و بد تمایز قائل شد و این تمایز فقط با صرف بیان کردن کافی نیست.